...

بازم اینجام..

اینجا من هستم؛ ، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو
اینجا من هستم ؛
تهی از زندگی و روزمرگی ، خالی تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام
اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنید
من هستم و سازی مبهم
اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم
من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور
اینجا در شهری دور من مانده ام به انتظار هر لحظه که بیایی
در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ،
من هستم و سیمایی شکسته تر از همیشه
اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان روشن تو. .
اینجا من هستم و دلتنگی های روزگارم

من وغباری سرد در میان این همه مه

اینجا پشت پنجرهای یخ زده چیزی برام نمونده جز یه دست خط مرده

اینجا....اینجا دلم تنگه...

دلم برای تو...برای تو از نزدیک

تنگه برای نفس تو یه گوشه تارک

دلم برای اشک

دلم برای خواب

دلم برای سیب

دلم برای باد

دلم برای تن

دلم برای من

دلم برای من

دلم بیش از هر چیزی برای خودم تنگه و من برای خودم دلم چقدر تنگه

ومن سالهاست برای خودم دلم تنگه وچقدر برای خودم دلم تنگه

   + عاطفه ; ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢۸
comment نظرات ()