...

شبها که تنهائیم با احساسمان نابود می کنیم

تمامی هستی را

و می نشینیم به نظاره این خرابه های خاموش

وفراموش می کنیم ترس های پنهانمان را

که بی رنگ می کنن ما را

میان این دو رنگی ها

و پشت این خرابه ها یک نامعلوم نگران من و توست

و من همچنان

چه غریبانه به این خوشبختی می نگرم

و نمی دانی چقدر

...با تو بی قرار و بی تو بی قرارم

|۱۳٩٠/٢/٢٦| ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ| نظرات ()