...

حباب های گریزان ذهنم

سایه های وحشی سکوت را میدرند

تا بگذرند از تمام تباهی ها

و برای ادامه ی بی دلیل دانایی

لولاهای زنگار بسته را به صدا دراورند

اما حرفهایم که ته گلو جا میماند

زهر میکند افکارم را...

و دوباره اغاز میشود قصه همیشگی.

 

+هستم و دوباره میخوانمتان در سکوت

|۱۳٩٠/۸/۱٦| ٧:۱۳ ‎ب.ظ| نظرات ()