...

تو مانند

باران های نیامده مردادی

کوچه کوچه ام

هوای تو را کم دارد

 

+ 4سال از اولین مردادی که اینجا شروع به نوشتن کردم میگذرد...تو این مدت دوست های زیادی داشتم کسایی که پشت نوشته ها وگریه هایشان گریه کردم با خنده هایشان خندیدم با نگرانی هایشان نگران شدم و با رفتنشان بغض کردم..کاش میشد همه دوستی ها را تا به ابد داشت..کاش دوری ها بی معنا میشد نوشته ها زنده تر و دستانت..دستانت همینجا کنار من تا به ابد میماند که با دستهایت همه ی بغض ها و نگرانی ها و خستگی دنیا را از یاد میبردیم که دستهایت..وای که اگر دست های تو تا به ابد اینجا میماند..

من هنوز هم نگران همه ی شما میمانم نگران دختری که شبیهه من است حرفهایش احساساتش و حتی نگرانی هایش..مواظب دست هایت باش دخترک

|۱۳٩۳/٥/٢۱| ٢:۱٦ ‎ب.ظ| نظرات ()