خسته میشود پنجره از لمس انگشتانم

که خط میکشد تمام پیکره اش را

...اما ترک نمیشود برای من این عادت همیشگی

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
birooh

بی هیچ دلیل خاصی بـــــا تو هستم ای دل پــــــر درد...!

مهرداد اشک9

سلام...بابا چرا نیستی آخه؟ من نزدیک بود اسم وبلاگتو یادم بره... ولی این بار حافظمون خوب بود و درست نوشتم اسم وبلاگتو... برگرد سریع

حدیث دختر شاد آبی

گاهی همه چیز تلخ می شود ، اما هنوز می شود لبخند زد ، می شود عاشق بود ، می شود وفاداری کرد ... بیا خیانت نکنیم هوادار !

حدیث دختر شاد آبی

بیراهه رفتن خطاست ، اما روزی دوستی گفت : بیراهه هم راهیست ... و راست می گفت ؛ بیا با من از این بیراهه عبور کنیم ... !

مهرداد اشک9

بازم که ننوشتی..بابا ما نگران میشیما... زود بیا یه پست بزن منم خبر کن...

قاصدک آبی

بیایید عاشق پدر و مادر باشیم ... به روزم ...

حسام

شعرت خیلی بود کاش ادامش مینوشتی...[لبخند]